آوای دل

نیا باران !

زمین جای قشنگی نیست .

من از اهل زمینم خوب میدانم که

گل در عقد زنبور است

ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست میدارد...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٩ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

سکوت اینجا صدای تو ...

هوا اینجا هوای تو ...

پر از تکرار این حرفم

دلم تنگ برای تو

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱٤ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

سردی ولی کنار تو با شعله ها هم نفسم

شبی کویریم ولی با تو به بارون میرسم

تلخی ولی با بودنت دیوونه میشم دم به دم

شیرینی زندگی رو نفس نفس حس میکنم

ساکتی اما تو چشات غوغای نور وشبنمه

می ترسم از رسیدن آینده ای که مبهمه

با تو یه دنیا شادیم اگر چه دور وبی کسم

از خشکی نگاه تو به مرز دریا می رسم

دریا خود خود تویی که غرق طوفان توام

شب غرق زیبایی میشه وقتی نگاهت میکنم

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٧ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

در چشمانم تنها یی ام را پنهان می کنم

در دلم ، دلتنگی ام را

در سکوتم ، حرفهای نگفته ام را
در لبخندم ، غصه هایم را

دل من چه خردسال است ، ساده می نگرد

ساده می خندد ، ساده می پوشد

دل من از تبار دیوارهای کاهگلی ست

ساده می افتد

ساده می شکند ، ساده می میرد

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٢ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

هوس کوچ به سرم زده.
شاید هم هجرت.
نمی دانم.
ز این بی دلی ها خسته شدم.
دستانم رابه دستان هیچ کس می سپارم و درد دل می کنم با درختان.
دیوانگی هم عالمی دارد

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢٤ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

من آنجا هستم

در آسمانها، جایی که می نگری

من آنجا هستم

جایی که قدم می زنی

تنهای تنها

جایی که می خوابی، در کنارت

بی حرکت

جایی که عاشق شدی و عاشقت شدم

بی دروغ
من آنجا هستم

کشته شده، غرق به خون

بی جان

زیر یک سنگ قبر

تنها تر از همیشه

بدون تو ...

و چه سخت است بدون تو بودن...

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢٤ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

به یاد آرزوهایم

سکوتی می کنم ، بالاتر از فریاد.....

 

ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار

منو از خاطره کم کن تا ابد خدانگهدار

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢۸ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

یه روزی آسمون دلش واسم تنگ میشه

منو از زمین دور میکنه واسه همیشه

بهش میگم آسمون منو ببر کهکشون

تا که تنها باشم نباشه از کسی نشون

میشینیم با همدیگه سر صحبتو وا میکنیم

درد و دل و تو نگاه اول آغاز میکنیم

تنهای تنها میشمو میدونم گریه ام میاد

آدمای روی زمینم فکر میکنن بارون میاد

در حال گریه شب میشه  دل منم به تنگ میاد

داد میزنم خورشید خانوم رنگین کمونم در میاد

دیگه صبح شده و منم تو رو از آسمونا میبینم

کور شم اگه یه بار شده تو رو با غریبه ببینم

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢۸ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات () |

Design By : Night Melody